آمدی
آمدی تا سر افشای یکی راز کنی حیف نشد
آمدی زان سر دنیا که کلک جملگی ا ند
ذم سی پل سه و شیراز کنی حیف نشد
آمدی بحث تجرد به میان آوری و فیض بری
خواستی لغو تاهل به لب آغاز کنی حیف نشد
آمدی مدح تنوع به میان آوری و ترک ثبات
خواستی ناز خدائی دگر آغاز کنی حیف نشد
آمدی گفتی از این عمر که فردا گذرد
تک سمندی شد و باید به هدف تاز کنی حیف نشد
آمدی گفتی از این همدم ما برتر اگر یافت شود
می بری برتر از و تا که بسر ناز کنی حیف نشد
آمدی شرح کمی مرغک همسایه کنی تا که از آن
مرغ همسایه به چشم چو منی غلز کنی حیف نشد
آمدی تا بپری چون همه بالی بزدند
هر چه بالی زدی آنگاه که پرواز کنی حیف نشد
شاعر: نویسنده وبلاگ
این وبلاگ توسط داریوش خیراوی(فرحان شریفی) و به جهت تشویق و معرفی ادبا و شعرا و بخصوص شعرا و ادبای رامشیری به دو زبان اصلی (فارسی) و محلی(عربی و خلف آبادی) طراحی و در معرض عموم قرار گرفته و امید می رود که به کار اهالی شهرستان و سایر بازدید کنندگان بیاید.