چه کنم
یا به مکتوب قلم در ره تذکار کنم
فرصتی نیز زمانی برسد گر ز طریق
آنزمان تن نرود دل اگه سیار کنم
چه کنم طبع خلافی است دلم را به تنم
خرج تن هم نرود باز که هشدار کنم
ترسم این کاهلی تن سبب آن بشود
که خود از میوه بار آمده بیزار کنم
چه کنم بعد روم شکوه دل با که کنم
یار هم نیست که دل شکوه به آن یار کنم
نه تملق عملی زاده این طبع من است
که شب و روز سر سجده چو طیار کنم
نه جسورم که به جرات دمی از خود بزنم
که چو یعقوب علم بیرق عیار کنم
مهره ای ساکن و بی رای به شترنج حیات
لا جرم هر چه ارادت شود آنکار کنم
شاعر : نویسنده وبلاگ
این وبلاگ توسط داریوش خیراوی(فرحان شریفی) و به جهت تشویق و معرفی ادبا و شعرا و بخصوص شعرا و ادبای رامشیری به دو زبان اصلی (فارسی) و محلی(عربی و خلف آبادی) طراحی و در معرض عموم قرار گرفته و امید می رود که به کار اهالی شهرستان و سایر بازدید کنندگان بیاید.