گل من
شرح اوصاف بدیع تو بیانم شده است
گوئیا در حرمت حس سعادت به دو کوی
بی تو گویا دو جهان جمله زیانم شده است
به نگاه تو ندانم که چه دیدم که چنان
اخگر عشق تو سوزنده میانم شده است
لیک هردم که نگاهم به دو چشم تو رسید
چون نباتات اصم بسته زبانم شده است
این بگو چیست فسون است به چشمان مهت
که نه کشفش بتوانم نه عیانم شده است
بگمانم ز بهشتی و زحوران به سرشت
که پس از دیدنت افسرده جهانم شده است
هر چه باشد تو سرشتت گل من نیک بدان
که شب زلف تو چون صبح زمانم شده است
و اندر آن ناز نگاهی که صمیمانه تو راست
حک به تقدیر بدان نام و نشانم شده است
شاعر: نویسنده وبلاگ
این وبلاگ توسط داریوش خیراوی(فرحان شریفی) و به جهت تشویق و معرفی ادبا و شعرا و بخصوص شعرا و ادبای رامشیری به دو زبان اصلی (فارسی) و محلی(عربی و خلف آبادی) طراحی و در معرض عموم قرار گرفته و امید می رود که به کار اهالی شهرستان و سایر بازدید کنندگان بیاید.