وصف خورشید
وصف خورشید
شرح زر را چون توان فحام گفت شرح خورشیدی تو دیدی خام گفت
چون تو می پرسی جوابت می دهم شرح کوهستان توان بلام گفت
مرغم از بدو تولد در قفس کی توانم وصف ملک الحام گفت
بر لبم جامی ز مسکر دائم است در توانم نیست گفتن جام گفت
غرقه رویای نفسانی بخواب آنچه می گوید بدان احلام گفت
من ستون خمسه ام محکم نیند خواه دل از صبح یا از شام گفت
راه آم مصباح آن شخصی ستود با زبانی کز چو با ضرغام گفت
کشتی منجای خلقت رفت لیک راه وی را هرکه در احرام گفت
آن قوائی کز میان صد طریق یکه راه اوج ر ا ایمام گفت
عقل را حاکم بر افکارش نمود نفس تسلیم اندرون دام گفت
گفت شاعر دوست را ای پی چو ما دست دار از ما بشو چون بام گفت
گر زتو پرسند این اشعار کیست می نگو کز زنگی بی نام گفت
شاعر:نویسنده وبلاگ
این وبلاگ توسط داریوش خیراوی(فرحان شریفی) و به جهت تشویق و معرفی ادبا و شعرا و بخصوص شعرا و ادبای رامشیری به دو زبان اصلی (فارسی) و محلی(عربی و خلف آبادی) طراحی و در معرض عموم قرار گرفته و امید می رود که به کار اهالی شهرستان و سایر بازدید کنندگان بیاید.